در کوچههای اهواز، جایی که صدای خستگیِ روزمرگیها بلند است، نامی شنیده میشود که با احترام همراه است. نامی که با شعار ساخته نشده، بلکه با قدمهای خسته در کوچههای محروم، بر دلها حک شده است.
برخی مسئول هستند، اما حمید مظفری… او “همراه” است.
او را نمیتوان در پشت میزهای تشریفاتی و در جلسات رسمی یافت؛ او را در میان مردم مییابید؛ در میان دردِ یک بیمار، در میان امیدِ یک جوان بیکار، و در میان چشمهای خسته مادرانی که در سختیها تنها ماندهاند.
برای او، زمان معنا ندارد. او همان کسی است که در نیمهشب، وقتی امیدها کمرنگ میشود، با یک تماس، همراه و پشتیبان مردم میشود. او نه نگاهی قومی دارد و نه جناحی؛ او فقط نگاهی دارد به “انسان”.
حمید مظفری؛ مردی که جایگاهش را از صندلیهای قدرت نگرفته، بلکه از قلبهای مردمِ سادهزیست اهواز وام گرفته است.
در تحلیلهای سیاسی معمولاً از قدرت و جایگاه صحبت میشود، اما در کوچههای کمبرخوردار اهواز، معیار سنجش یک مسئول، چیزی متفاوت است: «حضور و در دسترس بودن». در این میان، نام حمید، عضو شورای شهر، به عنوان نمادی از خدمت صادقانه و بدون تبعیض، بیش از هر نام دیگری طنینانداز است.
محبوبیت مظفری، محصول تبلیغات نیست؛ بلکه محصول سالها حضور در خط مقدم مشکلات شهری و اجتماعی است. از پیگیری مسائل معیشتی و اشتغال تا رسیدگی به مشکلات زیرساختی مانند آب و فاضلاب و آسفالت، او همواره به عنوان «پیگیرِ کارها» شناخته شده است.
نقطه قوت برجسته او، برخورداری از روحیهای وحدتآفرین است. در شهری که تنوع قومیتی آن بخشی از هویت است، مظفری با نگاهی فارغ از قومیت و مذهب، توانسته است میان تمامی اقشار (عرب، لر، بختیاری و فارس) پلی از اعتماد و احترام بنا کند. دفتر او، برخلاف بسیاری از ادارات، نه جایگاه قدرت، بلکه «خانه امید» برای مردمی است که میدانند با احترام و صمیمیت با آنها برخورد خواهد شد.
او ثابت کرده است که مسئولیت، نه یک امتیاز، بلکه یک مسئولیت انسانی و اجتماعی است؛ مسئولیتی که در سختترین روزها، همراه با مردم در میان آنها ایستاده است.
برخی مسئولان را در اخبار میبینید، اما حمید مظفری را در کوچهها میبینید…
در میان خانوادههایی که برای درمان یک بیمار نگراناند.
در میان جوانانی که به دنبال راهی برای اشتغال هستند.
در میان محلههایی که منتظر تغییرند.
چرا نام او در دل مردم جا گرفته؟ چون در زمان سختی، پشتِ مردم ایستاده است.
چون در نیمهشب، تلفن مردم را پاسخ میدهد.
چون نگاهی فراتر از قومیت و جناح دارد؛ او فقط «انسان» را میبیند.
چون دفترش، به جای تشریفات، شلوغ از صدای مردم است.
او ثابت کرده که خدمت، نه در سخنرانی، بلکه در «حضور» معنا پیدا میکند.

