شهید رضا حق شناس، عارف ۱۷ ساله لشگر ۲۵ کربلا در وصیت نامه اش با ترسیم وجه زیبایی از عشق مینویسد:
خدایا، خواب بودم، بیدارم کردی. مریض بودم، شفایم دادی.
رضا بودم، رضایت دادی تا به معشوق برسم.
در دام نفسانیات اسیر بودم، آزادم کردی
و در آخر تشنه ای بودم در کویر و در جستجوی آب می گشتم، مرا به آب رساندی و سیرابم کردی.
معبودا، معشوقا، قسم به عشق، همان عشقی که عاشقان مجنونند و عاقلان در خون
□قسم به عشقی که همه ما را به معشوق میرساند و همان عشقی که رسولالله را به عرش میرساند.
همان عشقی که مولایم علی (ع) در نماز مثل بید می لرزید و روح از بدنش خارج و اشک از گونه هایش سرازیر میشد
همان عشقی که فاطمه (سلام الله علیها) در سن 18 سالگی عاشق معبود میشود و مظلومانه به دیار رب میرود.
خدایا چه طور شکرگزارت نباشم در صورتیکه امانت خود را به قیمت والایی میخری و بالاترین درجه که همان شهادت است، شامل حال آنان که در راه تو جهاد کردند، میکنی
پدرم! میدانم که میخواستی دامادم کنی، ولی بدان عروس من شهادت و تیری که برقلبم میخورد، عقد ما را میخواند و خانه نو را در قبر کوچکم انتخاب کردم تا به مردم بشناسانم که پدرم این چنین پسری را داماد کرده و پسرش عاشق یکی از بهترین عروس های دنیا را که همان شهادت است، شده است.
«رضا حقشناس» در ۱۹ مهر ۱۳۴۹ همزمان با ولادت امام رضا (ع) در روستای «ماشک» از توابع شهرستان «آستانه اشرفیه» چشم به جهان گشود و در ۳۱ خرداد ۱۳۶۶ در روز شهادت امام رضا (ع) در عملیات نصر ۴ در منطقه ماووت عراق به شهادت رسید و پیکر پاک این شهید در روستای ماشک در امامزاده آقا سید احمد یمنی به خاک سپرده شد.

