خاطرات پزشکیان
به عارف گفتم اگر نمی تواند جلوپسرش رابگیرد دولت را ترک کند
جمعه، ۹ شهریور
مثلا روز تعطیل بود اما فرق چندانی با شنبهها نداشت. تمام مدت درگیر [امور مملکتی] بودم. واقعا [ریاستجمهوری] کار سختی است. آقامحسن [رضایی] از میزان سختیاش خبر نداشت، وگرنه این همه کاندیدا نمیشد [مثل جنگ که از سختیاش خبر نداشت]. [محمد]باقر [قالیباف] را خودم توجیه میکنم [از سودای ریاستجمهوریچ دست بردارد. از کار در معدن و خبرنگاری هم سختتر است واقعا.
مدال [نقره] زهرا [رحیمی در تکواندوی پارالمپیک] را جکیچان انداخت [گردنش]. خداراشکر حدود شرعی رعایت شد. انشاءالله دور بعد طلا بگیرد.
هرکار از دستم بربیاید درباره ماجرای فوت مرحوم [محمد] میرموسوی انجام میدهم. واقعا چند روز مانده به سالگرد مرحوم مهسا [امینی] و اول کار دولت اتفاق تلخی بود. خدا به خیر بگذراند. از سردار [حسین] علایی یادداشتی خواندم که نوشته بود کارکنان نیروی انتظامی باید آموزش رفتار درست با مردم را ببینند. بندهخدا راست میگوید. کلا در امر آموزش مشکلات جدی داریم. سپردم [محسن] حاجیمیرزایی پیام تشکر بدهد و اگر پیشنهاد عملیاتی داشت بشنود.
درباره دیوار مرزی با افغانستان هم اعلام شد دارند از طریق هوش مصنوعی انجام میدهند. برایم جالب شد. به [فرزانه] صادق دستور دادم بررسی کند دقیقا کدام بخش کار را دارند با هوش مصنوعی میسازند و آیا هوش مصنوعی میتواند مانع صدور مواد مخدر از طریق منجنیقهای بزرگ و دستساز عزیزان افغان به داخل خاک کشور شود یا خیر؟ خوب است از [حسین] افشین [معاون علمی و فناوری] هم بپرسم اگر واقعا دانشبنیان است، یک وامی چیزی به طرحشان بدهیم.
گزیدهای از حرفهای ائمه جمعه در کلانشهرها را مرور کردم. خیلی خلاقیت و تنوع دارند در موضوعات. از ناترازی بودجه تا نابودی اسرائیل و تعطیلی شنبه را [در حرفهایشان] دیده بودند. امام جمعه شیراز [آیتالله دژآکام] گفته بود خدمات ما به مردم در مقایسه با قبل از انقلاب بسیار بیشتر است. گمانم میخواسته به حرفهای من در برنامههای انتخاباتی جواب دندانشکن بدهد. اما قوی و مستدل ظاهر نشد. آقای [آیتالله] علمالهدی هم تلویحا خواسته است بعضی افراد دولت قبل را در مناصبشان نگه داریم. شفافیت نداشت صحبتش. از کجا بدانم منظورش چه کسانی هستند؟
خبر رسید انیمیشن ایرانی «بچهزرنگ» را سینماهای اسرائیل اکران کردهاند. در ایام نوروز با مهلا [پزشکیان] دیده بودم. ظاهرا اسرائیل این انیمیشن را از فرانسویها خریده. قانونا به ما مربوط نیست. اما به هر حال ممکن است جلوی بچههای حماس خوب نباشد. خصوصا که مذاکرات دوحه در آستانه فروپاشی است. به [سید عباس] صالحی دستور رسیدگی و پیگیری دادم که لااقل بتوانیم عنداللزوم اعلام برائت کنیم.
تعطیلی سهشنبه هفته آتی را هم هرچقدر هیأت دولت اصرار کرد تا اینجا زیر بار نرفتم. فعلا بنا شد تعطیل عمومی نکنیم. با تعطیلکردن بینالتعطیلین مخالفم. توفیق داشته باشم در دولت چهاردهم بساط این ماجرا را جمع میکنم.
[محمدرضا] عارف با حرفهایی که برای تعدیل صحبتهای من درباره بنزین زد، داشت ابروی دولت را برمیداشت، اما منتشر شدن عکس پسرش در جلسه معارفه وزیر [صمت] چشم دولت را درآورد. صدای اعتراض دوست و دشمن بلند شده. ظاهرا به برخی عکاسها گفتهاند حق ندارد تصویری از حمیدرضا [عارف] منتشر کند. اما کار بسیار خوبی کرده و منتشر کرده. [محمدرضا] عارف را صدا زدم و گفتم خودت ببین مردم چطور دارند پسرت را با بچههای من مقایسه میکنند. البته سعی کردم با تکبر با او حرف نزنم. این حرف مولا امیرالمؤمنین (ع) یادم بود که فرموده است: «مَن رَضی عن نفسه كَثُرَ السّاخِطُ عليه» [هرکس خودبین باشد، خشمکننده بر او بسیار شود]. به هر حال دستور اکید دادم که این قضیه را خودش هرچه زودتر رفع و رجوع کند و اگر نمیتواند از پس آقازادهاش بربیاید، کار را به من بسپارد.
امروز با دیدار دوجانبه با [رافائل] گروسی [مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی] هم موافقت کردم. زمانش هنوز مشخص نیست. گفتم فعلا موافقت کنم، بلکه از معرکهگیری روزانهاش [درباره برنامه هستهای ایران] دست بردارد. همینکه موافقت کردم ابراز خوشحالی کرد.
از [محمد]جواد آذری [جهرمی] فیلمی درآمده که در آن راجع به پرسپولیسی بودن صریحا حرف زده. پیام دادم که چرا حرفهای مخالف وفاق میزنی؟ گفت منظوری نداشته. گفتم برای جبران، بلافاصله یک نفر را در دولت پیدا کن که استقلالی باشد و هرچه سریعتر تا قبل از چهارم مهر که تاریخ دربی است، اعلام موضع کند.
آخرین خطهای این یادداشت را مینوشتم که مطلع شدم محمدعلی بهمنی به رحمت ایزدی پیوسته است. دلم گرفت. یادم آمد این بیت شعرش را گاهی رو به عکس فاطمه [همسر خدابیامرزم] میخواندم و اشک مینشست به چشمم:
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه یک صحبت طولانیام

